السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
434
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
عقل عقل : قوّهء درك كنندهء امور كلى و معنوى / ديه ( - - ) ديه ) ( - - ) عاقله ) . بحث از ماهيت و ويژگيها و آثار عقل به معناى نخست ، بحثى كلامى و فلسفى و خارج از قلمرو اين نوشتار است . آنچه در اين جا بدان پرداخته مىشود بيان جايگاه عقل در تكاليف و اعمال و مناصب و نيز استنباط احكام است . انسان دو نوع قوا دارد : يكى درك كنندهء جزئيات ، مانند چشم ، گوش و خيال و ديگرى درك كنندهء كليات ، همچو عقل . عقل به لحاظ آنچه كه درك مىكند ( مُدرَكات ) به عقل نظرى و عملى تقسيم شده است . عقل نظرى عبارت است از ادراك آنچه كه سزاوار دانستن است ، مانند ادراك حقيقت جسم و روح . عقل عملى عبارت است از ادراك آنچه كه سزاوار انجام دادن يا ترك كردن است از بايدها و نبايدها . 1 از عنوان ياد شده در دو بعد فقهى و اصولى سخن رفته است . 1 . بعد فقهى : از شرايط ثبوت تكاليف بر بندگان ، عقل است ؛ از اين رو ، عاقل بودن مكلّف شرط عمومى همهء تكاليف ؛ اعم از واجب و مستحب ، شمرده شده است . بنابر اين ، حكم تكليفى مطلقا به ديوانه تعلق نمىگيرد ( - - ) ديوانگى ) . همچنين صحّت هر فعلى كه اثر شرعى آن منوط به قصد فاعل است ، مانند عقود ( - - ) عقد ) و ايقاعات ( - - ) ايقاع ) مشروط به عقل است ؛ ليكن افعالى كه بدون قصد فاعل ، اثر شرعى دارند ، مانند نجاست و جنابت ، عاقل بودن در آنها شرط نيست 2 ( - - ) تكليف ) . در تحقق اهليّت براى تصدى مناصبى چون امامت جماعت و جمعه ، قضاوت ، مرجعيت و ولايت ، عقل شرط است ( - - ) اهليت ) . همچنين حقوق با گواهى عاقل ثابت مىشود ( - - ) شهادت ) . چنان كه در اقرار كننده نيز عقل شرط است ( - - ) اقرار ) و بر شهادت و اقرار غير عاقل اثرى مترتب نيست . از ديگر موارد اشتراط عقل ، در بزهكارى است كه مستحق حدّ و كيفر مقرر شرعى است ( - - ) حدود ) ؛